|
تحقیق و نگارش: حامد خلیلی ازنی، پژوهشگر

میرزا عباس متخلص به نشاطی از اهالی روستای سرخ ده چهاردانگه (سرخ ده . [ س ُ دِه ْ ] (اِخ ) دهی از چهاردانگه از دهات هزارجریب مازندران . (از ترجمه ٔ سفرنامه ٔ مازندران و استراباد رابینو ص 165). دهی ازدهستان پشتکوه سورتیجی بخش چهاردانگه ٔ شهرستان ساری . دارای 120 تن سکنه . محصول آن غلات ، صیفی . آب آن از چشمه و قنات است . (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 3).نام قریه ای است در ولایت هزارجریب نزدیک به دامغان . (آنندراج ) اکنون این روستا به استان سمنان الحاق شده است.) من محال هزار جریب مازندران و بنقل فاضل معاصر میرزا محمد علی معلم اصفهانی صاحب کتاب مکارم- الاثار در حدود سال 1200 هجری قمری متولد و برخلاف شغل پدرش که زراعت پیشه بود برحسب استعداد فطری به مکتب رفت و از مکتب به مدرسه آمد و علوم ادبی متداول عصر را در ساری فرا گرفته و در همین شهر به حضور فتحعلیشاه بار یافت و شعری در مدحش سرود و مورد توجه قرار گرفت و همراه وی به تهران رفت و در پایتخت به مدایح سلطان و امراء و هجو بعضی از اشخاص روزگار میگذرانید و از این؟؟؟ ثروتی بدست آورده و با گرفتن دهکده ی (تلو کلا)بعنوان تیول از دربار زندگی مرفهی برایش مهیا شد.
وی دوازده پسر داشت که هریک را به مناسبتی تخلص شعری داده بود.
هدایت در مجمع الفصحاء درباره ی نشاطی مینویسد:
طبع خوبی داشته لیکن تتبع کم کرده و سالهاست که نظیر او شاعری طامع دیده نگردید اهاجی ملیحه و قطعات فصیحه بسیار دارد.
نشاطی علاوه بر مدح فتحعلیشاه و محمد شاه معتمد الدوله منوچهر خان گرجی از امرای عصر خویش را نیز مدح کرده است.
آقا محمد علی مذهب اصفهانی مؤلف تذکره یخچالیه و مدایح معتمدیه در ضمن اشاره به شرح حال نشاطی مینویسد:
در زمانیکه چاپخانه سنگی در دار الخلافه به سال 1244 هجری قمری تأسیس شد از جمله کتبی که به چاپ رسید دیوان نشاطی خان بود که با صرف چهارصد تومان وجه بنفقه معتمد الدوله از شصت هزار بیت اشعار نشاطی تعداد شش هزار بیت آن انتخاب میرزا عباس نشاطی هزار جریبی مازندرانی از شعرای بزرگ دوران قاجاریه و با مقدمهای که میرزا محمد بن فتحعلی لواسانی در شرححال شاعر نوشته بود طبع و نشر گردید و تصویر نقاشی شده نشاطی هم در اول دیوان به چاپ رسید.این دبوان با وصف آنکه چاپ شد به قدری کمیاب است که در حکم نسخ خطی باید آنرا محسوب داشت.
دیوان نشاطی با مرثیه ای برای امام حسین (ع) آغاز می گردد.
اعتماد السلطنه در جلد سوم منتظم ناصری تاریخ درگذشت او را بسال 1262 هجری ثبت کرده است.نمونه آثارش اینست.
غزل
به تنگنای حوادث گریزگاهی نیست
در این دیار عدم در وجود راهی نیست
غم جهان که تو بر دل نهادهء چون کوه
اگر بعقل بسنجی چو پر کاهی نیست
مکن بچشم ارادت نگاه در دنیا
که چشم بر سرت از بهر هر نگاهی نیست
بدین دو روزه اقامت چرا شوی مغرور
که نفس عاریتی گاه هست و گاهی نیست
بیت زیرین از تراوشات عمیق عرفانی اوست و الحق نیکو سروده است.
هر چه گوییم بوصف تو بجائی نرسد
خامشی در صفت تست به از گویائی
در شکایت از ابنای زمان چکامهای شیوا سروده که منتخب آنرا ثبت می نمائیم.
ز آسمان یا رب چه حجت بر زمین آوردهاند
کاین همه روی زمین زیر نگین آوردهاند
در رسیدند از کدامین راه با این طنطنه
کاینچنین طاس فلک پر از طنین آوردهاند
موکب اجلال ایشان از کدامین کوکبه است
کین تخلخل در شهور و در سنین آوردهاند
خلق گشتند از چه آب و از چه گل کز روی کبر
نام خود را قهرمان ماء و طین آوردهاند
برق گشتند و زدند آتش بجان خشک و تر
نی بخرمن رحم و نی بر خوشهچین آوردهاند
بر خر مردم نه پالان ماند و نه تنگ و نه جل
تا که اسب دولت اندر زیر زین آوردهاند
نشاطی را دو همسر بود که آب خوش را بر گلویش تلخ و شکوهاش را بآسمان بلند داشته و خود گوید:
دو یار مگو،دو مار دارم
در خانه مگو دو غار دارم
دو زن نه،دو اژدهای خونخوار
خسبیده بهر کنار دارم
از این دو شب سیه شب و روز
نه روز و نه روزگار دارم
دیوند و بسان آدم از دیو
زین هر دو سر فرار دارم
ممکن نبود فرار،کز ریش
اندر کفشان فسار دارم
گوئی شترم من و بهبینی
از این دو بلا مهار دارم
چون مرده گور ازین نکرین
شبها به بدن فشار دارم
هر شب که بمرده زنده کردن
سستی به تن فکار دارم
آسوده ز فحششان نخسبد
هر مرده که در مزار دارم
تنها نه من از زبونی بخت
زین درد دلی فکار دارم
کز هر دهنی ازین حکایت
گر گوش کنم هزار دارم
از درد قصاید اوست
نه جنگی خاست از لشگر نه کوسی گشت با فغان
نه مردی تاخت بر اشقر نه گردی خاست از میدان
نه رعدی تافت از زنبوره و نی برقی از خنجر
نه ابری بردمید از گرد و نی بارانی از پیکان
نه روی خنجری شد سرخ و نه قد سنانی خم
نه جعد پرچمیشد باز و نی چشم ز ره گریان
نه گرزی جا ببر زی کرد و نه خامیشد اندر خم
نه تیغی از قراب آمد برون نی چرخی از قربان
نه اندامی گران از درع شد نه دستی از نیزه
نه بازوئی برنج از تیغ شد نه دوشی از خفتان
نه ساکن شد چو چار ارکان ز جوش جیش نه گردون
نه جنبان شد چونه گردون ز بانگ کوس چار ارکان
بناگه قاصدی آمد ز در کز طالع خسرو
نگونشد بیرق کفر و بپا شد رایت ایمان
علم نگرفته افریدون شد آن ضحاک اندر بند
نگین ننهاده در کف جم فتاد آن دیو در زندان
عصا نگرفته موسی گشت فرعون غرق نیل غم
عصا ننداخته داود شد جالوت در فرمان
عذاب قوم عاد آمد ز گیتی پیش از صرصر
هلاک فوج نوح آمد ز دوران پیش از طوفان
نگون پیش از ظهور مهدی آمد رایت دجال
فسون پیش از حضور آدم آمد آیت شیطان
قطعه
شهریارا درید گرگ ستم
رمهء خلق این بلد همه را
یا سگی بر گمار بر این گرگ
یا شبانی فرست این رمه
رباعی
تا چند غرور ای سیهچشم کنی
در دادن یکبوسه بما خشم کنی
غره برخ سفید چون پنبه مباش
کآخر ز خطش سیاه چون پشم کنی
در وصف امیر الشعراء هدایت گوید
تا که ایجاد شد آمد دو شاعر در وجود
امرء القیس از عرب،خان هدایت از عجم
دیوان نشاطی هزار جریبی در سال ۱۲۶۲ ه ق در شهر تبریز در چاپخانه عباس بن محمد شفیع تبریزی در ۵۶۰ صفحه به روش چا سنگی منتشر شد. نمونه ای از دیوان ایشان در کتاب خانه ی ملی و کتابخانه و مدرسه عالی شهید مطهری وجود دارد.
............................................................
منابع:
۱- طاهری شهاب سید محمد- مجله ارمغان » دوره سی و هفتم، مرداد و شهریور 1347 - شماره 5 و 6
(267 تا 272)
۲- فرهنگ دهخدا
۳- مرکز اسناد مجلس شورای اسلامی
منبع : وبلاگ چهاردانگه ساری با تاریخ کهن |
بهتر نیست کویر به کویر بپیوندد؟
نماینده سمنان از چهاردانگه ساری چه می خواهد؟
پدر رییس هیات کوهنوردی استان مازندران درگذشت
چهاردانگه نیوز همیشه مستقل بوده و خواهد ماند
صدای ناله ی سورت به گوش می رسد، به دادش برسید!